جایگاه «استقامت» در حرکت جامع نبی اکرم

0

 تاریخ اسلام ، به دلیل اینکه مولفه ی بسیار مهمی در کشف سیره ی معصومین (ع) و به تبع آن تفسیرصحیح اسلام به شمار می آید ؛ مطالعه و فهم دقیق و تحلیلی آن از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است . اساسا یادگیری سیره ی معصومان (ع) برای پیروی صحیح از ایشان  یکی از وظایف و تکالیف هر مکلف به شمار می رود؛ خصوصا ورود به عرصه ی تحلیل سیاسی مستلزم تسلط بر تاریخ اسلام و شناخت معارف و دستورات قرآن و اهل بیت (ع) است . لذا در همین جهت بنا داریم در طی سلسله جلساتی خلاصه ی کتاب انسان ۲۵۰ ساله از رهبر معظم انقلاب را منتشر نماییم . کتاب انسان ۲۵۰ ساله برگرفته از بیانات ارزشمند رهبر معظم انقلاب در باب زندگی سیاسی – مبارزاتی معصومین (ع) می باشد و مطالعه ی آن می تواند باب جدیدی بر افکار و اذهان مخاطبان محترم بگشاید . این بخش دومین جلسه از دروس تاریخ اسلام است که شامل تحلیلی بر رفتار پیامبر (ص) قبل از تشکیل حکومت اسلامی در مدینه است.

پیامبر اعظم(ص)

کار مهم پیامبر خدا، دعوت به حق و حقیقت و جهاد در راه این دعوت بود. در مقابل دنیاى ظلمانى زمان خود، پیامبر اکرم دچار تشویش نشد. چه آنروزى که در مکه تنها بود، یا جمع قریش و کوچکى از مسلمین او را احاطه کرده بودند و در مقابلش سران متکبر عرب، صنادید قریش و  گردن‌کشان، با اخلاق های خشن و با دستهاى قدرتمند قرار گرفته بودند، و یا عامه مردمى که از معرفت نصیبى نبرده بودند، وحشت نکرد؛ سخن حق خود را گفت، تکرار کرد، تبیین کرد، روشن کرد، اهانتها را تحمل کرد، سختیها و رنجها را به جان خرید، تا توانست جمع کثیرى را مسلمان کند؛ و چه آنوقتى که حکومت اسلامى تشکیل داد و خود در موضع رئیس این حکومت، قدرت را به دست گرفت.

آنروز هم، دشمنان و معارضان گوناگونى در مقابل پیامبر بودند؛ چه گروههاى مسلح عرب ـ ‌وحشیهایى که در بیابان هاى حجاز و یمامه همه جا پراکنده بودند و دعوت اسلام باید آنها را اصلاح مى‌کرد و آنها مقاومت مى‌کردند ـ‌ و چه پادشاهان بزرگ دنیاى آنروز ـ دو ابرقدرت آن روز عالم ـ‌یعنى ایران و امپراتورى روم که پیامبر نامه ها نوشت، مجادله ها کرد، سخنها گفت، لشکرکشی ها کرد، سختی ها کشید، در محاصره اقتصادى افتاد و کار به جایى رسید که مردم مدینه گاهى دو روز و سه روز، نان براى خوردن پیدا نمى‌کردند. تهدیدهاى فراوان از همه طرف، پیامبر را احاطه کرد. بعضى از مردم نگران مى‌شدند، بعضى متزلزل مى‌شدند، بعضى نق مى‌زدند، بعضى پیامبر را به ملایمت و سازش تشویق مى‌کردند؛ اما پیامبر در این صحنه ی دعوت و جهاد، یک لحظه دچار سستى نشد و با قدرت، جامعه اسلامی را پیش برد، تا به اوج عزت و قدرت رساند؛ و همان نظام و جامعه بود که به برکت  ایستادگى پیامبر در میدان هاى نبرد و دعوت، در سالهاى بعد توانست به قدرت اول دنیا تبدیل شود.

بعثت خاتم، آغاز بیداری

خود آن حضرت، بنابر حدیث متواتر و معروف، فرمود: بعثت لاتمم مکارم الاخلاق ؛ بعثت با این هدف در عالم پدید آمد که مکرمت های اخلاقی و فضیلت های روحی بشر عمومیت پیدا کند و به کمال برسد. تا کسی خود دارای برترین مکارم اخلاق نباشد، خداوند متعال این ماموریت عظیم و خطیر را به او نخواهد داد ؛لذا در اوایل بعثت، خداوند متعال خطاب به پیغمبر می فرماید انک لعلی خلق عظیم . ساخته و پرداخته شدن پیغمبر، تا ظرفى بشود که خداوند  آن ظرف را مناسب وحى خود بداند، مربوط به قبل از بعثت است؛ لذا وارد شده است که پیغمبر اکرم که در جوانى به تجارت اشتغال داشتند و درآمدهاى هنگفتى از طریق تجارت به دست آورده بودند، همه را در راه خدا صدقه دادند؛ بین مستمندان تقسیم کردند. در این دوران که دوران اواخر تکامل پیغمبر و قبل از نزول وحى است ـ دورانى که هنوز ایشان پیغمبر هم نشده بود ـ‌ پیغمبر از کوه حرا بالا مى‌رفت و به آیات الهى نگاه مى‌کرد؛ به آسمان، به ستارگان، به زمین، به این خالقى که در روى زمین با احساسات مختلف و با روشهاى گوناگون زندگى مى‌کنند.

او در همه این ها آیات الهى را مى‌دید و روزبه روز ِ خضوع او در مقابل حق، خشوع دل او در مقابل امر و نهى الهى و اراده الهى بیشتر مى‌شد و جوانه هاى اخلاق نیک در او روزبه روز بیشتر رشد مى‌کرد. در روایت است که « کان اعقل الناس و اکرمهم » ؛ پیامبر قبل از بعثت ، با مشاهده ی آیات الهی روز به روز پر بارتر می شد ، تا به چهل سالگی رسید. « فلما استکمل اربعین سنه و نظر الله عزوجل الی قلبه فوجده افضل القلوب و اجلها و اطوعها و اخشعها و اخضعها» ؛ دل او در چهل سالگى نورانى‌ترین  دل ها ظرفیتترین دلها براى دریافت پیام الهى بود.

« اذن لابواب السماء ففتحت و محمد ینظر الیها » وقتى به این مرحله از معنویت و روحانیت و نورانیت و اوج کمال رسید، آنوقت خداى متعال درهاى آسمان و درهاى عوالم غیبى را به روى او باز کرد؛ ؛ چشم او را به عوالم معنوی و عوالم غیبی گشود. « و اذن للملائکه فنزلوا و محمد ینظر الیهم»  او فرشتگان را مى‌دید، با او سخن مى‌گفتند؛ کلام آنها را مى‌شنید، تا اینکه جبرئیل امین بر او نازل شد و گفت: اقرا … ؛ سرآغاز بعثت.

این مخلوق بى‌نظیر الهى، این انسان کامل که قبل از نزول وحى الهى به این مرحله از کمال رسیده است، از اولین لحظه بعثت، یک جهاد مرکب همه جانبه دشوار را آغاز کرد و بیست وسه سال در نهایت دشوارى این جهاد را پیش برد. جهاد او در درون خود، جهاد با مردمى که از حقیقت هیچ ادراکى نداشتند و جهاد با آن فضاى ظلمانى مطلق بود، که امیرالمؤمنین  در نهج البلاغه می فرماید: « فی فتن داستهم باخفانها و وطئتهم باظلافها و قامت علی سنابکها» ، از همه طرف فتنه ها مردم را می فشرد ؛ دنیا طلبی ، شهوترانی ، ظلم و تعدی ، رذائل اخلاقی در اعماق وجود انسان ها ، و دست تعدی قدرتمندانی که بدون هیچ مانع و رادعى به سوى ضعفا دراز بود.

این تعدى نه فقط در مکه و در جزیرهالعرب، بلکه در برترین تمدن هاى آنروز عالم؛ یعنى در امپراتورى بزرگ روم و در شاهنشاهى ایران، وجود داشت. تاریخ را نگاه کنید؛ صفحه ظلمانى تاریخ، سراسر زندگى بشر را فرا گرفته بود. مجاهدت با این قدرت عظیم و تلاش بى‌وقفه و غیرقابل تصور از اولین ساعات بعثت و تحمل وحى الهى براى پیغمبر آغاز شد و وحی الهی هم پیوسته مثل آب زلالی که به سرزمین مستعدى برسد، بر قلب مقدس آن بزرگوار نازل مى‌شد و او را نیرو مى‌بخشید؛ و او همه توان خود را به‌کار برد تا اینکه بتواند این دنیا را در آستانه یک تحول عظیمى قرار بدهد؛ و موفق شد. اولین سلول هاى پیکره امت اسلامی در همان روزهاى دشوار مکه با دست تواناى پیغمبر بنا شد؛ ستونهاى مستحکمى که باید بناى امت اسلامی بر روى این ستونها استوار بشود؛ اولین مؤمنین، اولین ایمان آورندگان، اولین کسانى که این دانایى، این شجاعت ، این نورانیت را داشتند که معنای پیغمبر را درک کنند و دل به او ببندند. « فمن یرد الله ان یهدیه یشرح صدره للاسلام» .

دلهاى آماده و درهای گشوده دل به سمت این دستورات و معارف الهی ، با دست توانای پیغمبر ساخته شد ، این ذهن ها روشن شد، این اراده ها روز به روز مستحکم تر شد، و سختی هایی در دوران مکه برای همان عده قلیل مومنین که روز به روز بیشتر هم می شدند پیش آمد، که براى من و شما قابل تصور نیست. در فضایى که همه ارزشها، ارزشهاى جاهلى است، تعصبها، غیرتورزی هاى غلط، کینه ورزیهاى عمیق، قساوتها، شقاوتها، ظلم ها و شهوت ها درآمیخته با هم است و زندگى مردم را مى‌فشرد و در خود احاطه کرده و در بین این سنگهاى خارا و غیرقابل نفوذ ، این نهال های سرسبز بیرون آمد. « و ان الشجره البریه اصلب عودا و اقوی وقودا» که امیرالمومنین می گوید ، این است. هیچ توفانى نمى‌توانست این سبزه ها، این نهال ها و این درخت هایى را که از لای صخره ها رویید و ریشه دوانید و رشد کرد، تکان بدهد. سیزده سال گذشت و بعد بر اساس این پایه هاى مستحکم، بناى جامعه اسلامی، جامعه مدنى و نبوى، بر روى این پایه ها گذاشته شد.

لطفا دیدگاه خود را ثبت کنید