حرفه سیاستمدار در ایران

0
مجید وحید

امروزه حرفه‌ای در دنیا قوام یافته است که باید آن را حرفه سیاستمدار نام نهاد. سیاستمدار، کسی‌ است که در تمام زندگی به کار سیاسی اشتغال دارد. او البته صاحب هنر و دانشی در عرصه‌ای از عرصه‌های زندگی اجتماعی است، اما سعی او در این است که زندگی خود را وقف سیاست کند. بدین‌ترتیب، او یا در مصدر امور است یا در جایگاه اپوزیسیون باز به کار سیاسی خود ادامه می‌دهد. در فرانسه، به عنوان مثال، وقتی حزبی از طریق انتخابات به قدرت دست می‌یابد و بر نهاد ریاست‌جمهوری تسلط می‌یابد و اکثریت مجلس را به دست می‌آورد، اعضای شاخص آن به مناصب مهم دولتی دست می‌یابند. بسیارند نمایندگان حزب اکثریت که مجلس را به قصد مناصبی نظیر نخست‌وزیری یا وزارت ترک می‌کنند. آنها در این مناصب هستند تا زمانی که به دلیل انتخابات اکثریت مجلس و به تبع تسلط بر قوه مجریه را از دست دهند. با این حال، در این شرایط، اکثر چهره‌های شاخص حزبی که به جرگه اقلیت پیوسته‌اند، صاحب کرسی‌های اپوزیسیون در مجلس می‌شوند و شمار بسیاری از آنها هم به مناصب استانی یا شهری دست می‌یابند تا اینکه باز فرصت بازگشت به مسوولیت‌های اجرایی سیاسی در سطح ملی فراهم آید. اینچنین است که تمام زندگی حرفه‌ای فرد به سیاست اختصاص می‌یابد. در همین کشور، آنها که حرفه سیاست را به دلیلی ترک می‌کنند، ندرتا به آن باز می‌گردند یا می‌توانند بازگردند. در ایران اما، حرفه سیاستمدار به معنای بالا شکل نگرفته است. اگر عرصه‌های مهم این حرفه را قوه مقننه و قوه مجریه بدانیم، می‌بینیم بسیارند کسانی که دوره‌ای در این دو قوه حضور دارند و سپس از صحنه سیاسی کشور دور می‌شوند و بدان بازنمی‌گردند. یکی از راه‌های دسترسی به این حرفه در ایران دانشگاه است.

داشتن مدرک بالای دانشگاهی، سبب ورود صاحب آن به دولت می‌شود. مدرک دکترا، خصوصا، در اینجا کارسازتر است. با مدرک دکترا، این بخت به وجود می‌آید که صاحب آن بتواند پستی معتبر در دولت به دست آورد و بهترین پست در دولت، پست دانشگاهی‌ است. در کشور ما علاوه بر وجود این پندار که مهندسان مدیران خوبی هستند، این باور هم وجود دارد که هر که دکتر و خصوصا استاد دانشگاه است، قاعدتا سیاستمدار و مدیر خوبی خواهد بود. استخدام در دانشگاه دو ویژگی را به ارمغان می‌آورد. اول اینکه فرد دانشگاهی از امنیت شغلی برخوردار می‌شود و دوم اینکه برخلاف دیگر مشاغل این فرصت را می‌یابد که ساعات زیادی را به کاری غیر از کار اصلی خود اختصاص دهد. علاوه بر این، این امکان برای اساتید دانشگاه وجود دارد که در بخش‌های گوناگون دولت به صورت مامور به کار مشغول شوند و دانشگاه را به قصد ماموریت برای چند سال ترک کنند. دانشگاه بدین صورت راه را برای مسوولیت‌های بالای سیاسی و اداری باز می‌کند. یکی از علت‌های اقبال بسیار زیاد برای این منصب در کشور همین است. نگاهی به کارنامه دانشگاه‌ها در ایران نشان می‌دهد که بسیاری از مسوولان کشور به آن تعلق دارند. دانشگاهیان وقتی به دولت می‌روند، می‌دانند که همیشه در دولت نیستند. آنها البته این اطمینان را دارند که پس از ماجرای سیاسی به خانه آرام دانشگاه باز خواهند گشت.
شمار زیادی از دانشگاهیان با ورود به دولت، از امکانات به وجود آمده استفاده کرده و شرایط مناسبی را برای خود در بخش خصوصی فراهم می‌آورند؛ تاسیس شرکت، موسسه، بنیاد… بدین‌ترتیب، با بازگشت فرد از دولت به دانشگاه، به دلیل زمان کوتاه سیاست، این امکان برای کارگزار دانشگاهی به وجود می‌آید که به درس و کلاس خود بازگردد و البته در راس مجموعه‌ای هم در بخش خصوصی باشد تا اینکه شاید باز بخت او را به دولت بازگرداند. چنین سیاستمدارانی را می‌توان «سیاستمداران ایرانی» نام نهاد. آنها حداقل دوحرفه دارند و قطعا از عهده هیچ یک به خوبی برنخواهند آمد.
قوه مقننه راهی بر عکس را می‌گشاید. انتخابات این فرصت را فراهم می‌سازد که کسانی به مجلس راه یابند، آن‌‌گاه همزمان با مسوولیت نمایندگی دکتر شوند، به دانشگاه راه یابند و باز حرفه سیاست به گونه‌ای که در بالا گفتیم بازتولید شود. برای آنها که از این طریق می‌آیند، اگر در دانشگاه‌های دولتی جایی نباشد، دانشگاه‌های دیگر، فرصت دانشگاهی شدن را فراهم می‌سازند. تاریخ مجلس شورای اسلامی در ایران، تاریخ نمایندگانی هم هست که با مدرک پایین‌تر آمده‌اند و با مدرک بالاتر یا با عضویت هیات علمی در دانشگاهی به کار خود پایان داده‌اند و همان را باز پلکان منصبی دیگر در دولت کرده‌اند. نقش دانشگاه آزاد اسلامی در این فرآیند باید مورد مطالعه جدی قرار گیرد.
البته در کنار دو راه فوق، راه ساده‌تری وجود دارد و آن دسترسی به بالاترین مناصب سیاسی از طریق پیوند با مراکز و افراد قدرتمند در کشور است. هر زمان یکی از نزدیکان فردی به منصبی عالی دست یابد، او هم به نوایی جدی خواهد رسید. تا زمانی که صاحب منصب باشد او صاحب جاه و قدرت است و با رفتن صاحب‌منصب او نیز به جای اول خود رانده خواهد شد. نمونه برادران روسای جمهور ایران در این زمینه مثال خوبی را پیش رو می‌گذارد. آنان به مدد برادر، به یک‌باره بسیار قدرت می‌یابند و با افول او، از صحنه سیاسی کشور حذف می‌شوند.
باید اضافه کرد که کسوت روحانیت اگرچه در سال‌های گذشته، اسباب دسترسی به مناصب بالای اجرایی و تقنینی در کشور بوده، اما در سال‌های اخیر از اهمیت آن کاسته شده است.
سیاست حرفه‌ای مادام‌العمر است، کسی که سودای سیاست به معنای خدمت به مصالح عمومی و منافع ملی را در سر داشته باشد، آن را ترک نمی‌کند و اسباب دسترسی به منافع فردی نمی‌سازد و از حرفه سابق خود هم برای آن چشم‌پوشی می‌کند. کارنامه ایرانیان در این زمینه درخشان نیست.

لطفا دیدگاه خود را ثبت کنید